چهارشنبه 01 فروردین 17 , ساعت 1:3 صبح
ترسناک است
دقیقا عین آن ظلمی که با من کرد
خدا با خودش کرد
دلم میخواست ظلمی که با من کرد را درک کند و بفهمد چه بر من گذشت ولی نه اینچنین
جگرم خنک نشد، نسوخت...
ولی خوشحال هم نشدم
فقط ترسیدم
از اینکه خدا خیلی حواسش به همه چیز هست و هیچ چیزی را بی جواب نمی گذارد
باید به قدم هایم بیشتر توجه کنم
من از چوب خدا عجیب میترسم
خدایا نشانه هایت را همیشه در زندگی ام پررنگ کن تا در سخت ترین شرایط یادم نرود که کنارم هستی
#شقایق_گلزاده
نوشته شده توسط شقایق گلزاده shaqayeq golzadeh | نظرات دیگران [ نظر]